لبخند
لبخند بزنید زندگی زیباست
دوستی که شما را درک می کند شما را می سازد (رومن رولان) برف می باره... آروم آروم می باره سفید و تمیز! می دونی چرا نوشتم سفید؟؟؟! چون گوله گوله می ریزه و همه جا رو سفید می کنه... و چرا نوشتم تمیز...!!! چون مثل این می مونه که می خوای روی زشتی و بدی رو با یه لایه ی سفید بپوشونی و خوب و تمیز نشونش بدی...!!! هر کدوم از این گوله ها می شینه روی یکی از این بدیا... و بعد می بینی که تو چند ساعت همه جا پر از خوبی شد! یه گوله برف = خوبی...!!! یه گوله برف = خوبی...!!! یه گوله برف = خوبی...!!! یه گوله برف = خوبی...!!! یه گوله برف = خوبی...!!! یه گوله برف = خوبی...!!! بازیه تلخیه نه...!!!! امضاء: ناهید نوری وقتی دیگران خیلی ساده شخصیتتو له می کنن تو بخند... وقتی دانشجوهایی که تازه درسشون تموم شده و به امید کار می رن دنبال کار و اگه جلوه و زیبایی و زبون چرب نداشته باشن و نتونن طرفو خر کنن و یا بند پ نداشته باشن و باید انقد الاف بمونن تا یکی دلش به حالشون بسوزه و شاید یه کاری تو آبدارخونه بتونه براشون دست و پا کنه تو بخند... وقتی می بینی که مردم چقدر راحت حق رو ناحق می کنند تو بخند... وقتی میبینی جوونایی که عقاید بزرگتراشونو به مسخره می گیرنو خیلی راحت توهین می کنن و میگن شما نمی فهمین و قدیمی شدین تو بخند... وقتی بچه های گل فروشی که تو خیابون به خاطر اینکه نتونستن گلاشونو بفروشن دست به دزدی می زنن که کتک نخورن و یا دست خالی نباشن تو بخند... وقتی مادری که به خاطر پر کردن شکم بچه هاش می ره تو خونه ی هر کس و ناکسی کلفتی می کنه تا شاید بچه های اهل باشن و بتونن فردا تو پیری دست مادرشونو بگیرن و آیندشون مثل خودش نباشه تو بخند... وقتی جوونا به خاطر عقب ماندگی و بی سوادی و کمبود محبت خیلی راحت چاقو تو شکم همدیگه می کنن و منتظر حکم اعدام خود می شن تو بخند.. وقتی جوونایی که به خاطر خرج سنگین زندگیو بی اعتمادیو و هزار دلیل دیگه تن به ازدواج نمی دن و برا ارضا کردن نیاز جنسی شون هم آغوش هر کسی می شن تو بخند... وقتی آدمای پولداری که خدا می دونه ارث باباشون بوده یا با هزار پدر سوختگی پولدار شدن و یادشون می ره خودشون کی بودن و به زیر دستاشون از بالا نگاه می کنن و هر وقت دلشون خواست نگهشون می دارن هر وقتم به مزاج محترمشون سازگار نبود با تیپا مثل یه حیوون می ندازنشون تو کوچه و حتی ذره ای به فکر آواره شدنشونو گرسنه موندنشون نیستن تو بخند... وقتی دختر پسرایی که به خاطر کمبود محبت خودشون غرق هزار جور قرص و سرنگو... می کنن و جنازشون از تو خرابه ها و آشغالا پیدا می شه تو بخند... وقتی پدر معتادی که به خاطر درآوردن خرج موادش دختر ۱۲-۱۳ سالشو می فروشه به یکی پست تر از خودش تو بخند... وقتی زن و مردی که به خاطر کنترل نکردن خودشون یه بچه رو وارد این دنیا می کنن و بعد تازه چشم باز می کنن و می بینن که چه گندی زدن و چاره ای جز این ندارن که بچه رو کنار جوب یا دم در خونه ی ثروتمندی بزارن تو بخند... وقتی... وقتی... وقتی....................... تو بخند... امضاء: ناهید نوری امضاء: ناهید نوری ساعت 2:16 ظهر روز جمعه... هوا ابری و سرد... از اون جایی که سرمایی هم هستم، با پتویی که به دور خودم پیچیدم دارم فکر میکنم، می خورم، می نوشم، کتاب می خونم... با همین پتو... لااقل این پتو می دونه که من چقدر سرماییم، از هم دل نمی کنیم... دو روزه بارون می باره... نعمت الهی... عاشق این بارونم... خیلی دوست داشتم برم زیرشو خیس شم ولی از سرما ترسیدم... ترس از سرما!!! جالبه!!! یه چیزیرو که خیلی دوست داری ولی می ترسی...!!! همین مسائل باعث شد که این دور روزو استراحت کنم، فکر کنم، خودم پیدا کنم... تا حالا به این فکر نکرده بودم که من خودمم؟؟؟!!! همیشه خودم بودم؟؟؟!!! اصلاً خواستم خودم باشم یانه؟؟؟!!! عزیزی بهم گفت خود خودت باش، دوست دارم ناهیدی که خوده خودشرو بشناسم!!! تحت تأثیر قرار گرفتم، تا حالا اصلاً بهش فکر نکرده بودم... این آدم بزرگا بعضی وقتها حرفای عجیبی می زنن که مثل یه تلنگر یا جرقه آدمو روشن می کنه... واقعاً چند نفر تا حالا در این مورد فکر کردن...؟؟؟ کیا خوده خودشونن...؟؟؟ اصلاً دوست دارن باشن یا نه...؟؟؟ ولی من می خوام خوده خودم باشم... خودم... ناهید... منی که می گم عاشق خدام، عاشق خانوادمم، عاشق همه ی موجوداتی که خدا آفریده هستم... هر موجودی، هر شیئی، هر گلی، هر درختی، برام رنگارنگن و بوهای مختلفی دارن...واقعاً اینجورین!!! من با ستاره ها حرف میزنم ولی نمی دونم که با کدومشون حرف می زنم... من هوا رو حس می کنم... من خاک و بو می کنم... گلهارو نوازش می کنم... هر رفتگری رو می بینم تو سرما صبح و ظهر و شب جارو می زنه دلم به حالش می سوزه... دوست دارم برم کمکش ولی اینکارو نمی کنم... این منم؟؟؟!!! نه. ما آدما تحت شرایط محیطه که خودمون نمی شیم... نمی خوایم باور کنیم که هر انسانی تو دورن خودش دنیای داره... یه منی تو وجودش هست که مال خودشه... من که ادعا می کنم نباید قضاوت کنم، نباید دورغ بگم، نباید خیانت کنم، نباید... نباید.. نباید... و هزاران نباید دیگه، پس چرا باید تو محیط های مختلف و تو جوّهای مختلف، متفاوت از خودم باشم؟؟؟!!! واقعا چرا؟؟؟!!! من می خوام رها باشم... می خوام خودم باشم، پس باید عوض شم، یه ناهیدی بسازم که متعلق به درون خودشه... تا حالا سعی نکردم که ظاهرم یه جور باشه، باطنم یه جور دیگه... ولی راستش هیچوقت عمیق به این موضوع فکر نکرده بودم... این بار می خوام به خودم ثابت کنم که من منم... فقط به خودم... کسی که همه ی نبایدارو رعایت کنه تا بتونه خودش باشه... من می تونم، باید بتونم... باید عوض شم... کلاً تغییر کنم... آره باید عوض شم... یه جمله ای دکتر شریعتی یکی از بچه ها تو کلاس برامون خودن که می تونم بگم دقیقاْ با همه ی حرفایی که زدم سازگاری داری و من خیلی دوستش دارم... مردم اغلب بي انصاف, بي منطق و خود محورند, امضاء: ناهید نوری حيدربابا ، سنون اوزون آغ اولسون ! heydər baba sənün üzün ağ olsun جن پتس حیوان خانگی که انسانها ساختند! هیجان و استرس داشتم... با عجله وارد آموزشگاه شدم، دیدمش... با همون صمیمیت و لبخند همیشگی ازم استقبال کرد... دنیا مال من بود... ثانیه ها دقیقه ها و ساعت ها گذشتن و من فقط به فکر این بودم که این لحظه هایی رو که نصیبم کردی رو با تمام وجود لمس کنم. نگاهش که می کردم خنده ام می گرفت... نمی دونم چرا...!!! شاید چون همیشه با لبخند زیباش بهم یاد داده که باید تبسم کنم... بهم یاد داده که شاد باشم... ازش روحیه گرفتم و هیجان و استرسم کمتر شد. حتی چند لحظه ای غرق در افکارم بودم که صداش دلمو لرزوند و تازه به خودم اومدم... اون لحظه فقط صداش بود که تو گوشم بود. نمی دیدمش... حسش می کردم... کلاس تموم شد. وقت رفتن بود و دل کندن سخت... با هم فاصله ای کوتاه رو طی کردیم و کم کم لحظه ی جدایی سر رسید. مثل همیشه خوشحال بودم چون به این ایمان داشتم که اگه تو امروز و با تمام زیباییهاش بهم بخشیدی پس روزهای زیباتری هم در انتظارم هست. تو اتوبوس چشمم دنبالش می گشت. بالاخره پیداش کردم فقط خیره شدم... و بعد از ته قلبم سپردمش به تو و پیاده شدم اون رفت و من هنوز دلم باهاش بود... خدا جونم ازت ممنونم که به حرفام گوش دادی... ازت ممنونم که تو شادیم شریک شدی... ازت ممنونم که امروزو با تمام زیباییهاش بهم بخشیدی... ممنونم. شکرت هزاران بار... امضاء: ناهید نوری
ادم ها فقط در یک چیز مشترک اند:متفاوت بودن (رابرت زند)
تو شروع کن و کار خودش تمام خواهد شد (گوته)
اگر می خواهی برای حال و اینده مفید باشی از گذشته درس بگیر (ناپلئون)
دو چیز اندوه را از بین می برد یکی دیدار دوستان و دیگر سخن دانایان و عالمان (ارسطو)
اگر از انسان ارزو و خواب گرفته شود بیچاره ترین موجود روی زمین است (کانت)
اینده از ان کسانی است که به استقبالش می روند (فردریش نیچه)
احترام به خویشتن بالاترین نعمت است (البرت کامر)
اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت ارند بهتر که سخن گویی تا دیگران خاموشت کنند (سقراط)
نزدیک ترین چیز ها مرگ و دور ترین چیز ها ارزو است (سقراط)
برای پرش های بلند گاهی لازم است چند قدم به عقب رویم (ارد بزرگ)
گاهی تنهایی توانایی به بار می اورد (ارد بزرگ)
در هر سرنوشتی راز و اندیشه ای نهفته است (ارد بزرگ)
ولي آنان را ببخش .
اگر مهربان باشي تو را به داشتن انگيزه هاي پنهان متهم مي کنند,
ولي مهربان باش .
اگر موفق باشي دوستان دروغين ودشمنان حقيقي خواهي يافت,
ولي موفق باش.
اگر شريف ودرستکار باشي فريبت مي دهند,
ولي شريف و درستکار باش .
آنچه را در طول ساليان سال بنا نهاده اي شايد يک شبه ويران کنند,
ولي سازنده باش .
اگر به شادماني و آرامش دست يابي حسادت مي کنند,
ولي شادمان باش .
نيکي هاي درونت را فراموش مي کنند.
ولي نيکوکار باش .
بهترين هاي خود را به دنيا ببخش حتي اگر هيچ گاه کافي نباشد.
ودر نهايت مي بيني هر آنچه هست همواره ميان "تو و خداوند" است
نه ميان تو و مردم.

=====================
یکی از اختراعات تازه ایرانیان در عصر پرتحرک سده پنجم پیش از میلاد اختراع «ارابه داس دار» بود. این ارابه از هر طرف نیزه و شمشیرهای تهدیدکننده و در مرکز چرخ ها کاردهای داس مانندی داشت که نوک بعضی به طرف پایین و برخی دیگر به طرف بالا خمیده بود
... این کاردها هر چیزی را که بر سر راه اسب های در حال تاخت قرار می گرفت،تکه تکه می کرد. در حقیقت ایرانیان پیروزی های خود را تا پایان سده چهارم پیش از میلاد مدیون این اختراع اند.
بنا به روایت گزنفون تا زمان کورش بزرگ ارابه های جنگی معمول آن دوره را مطابق مرسوم «تروایی ها» می ساختند و به کار می انداختند و این نوع ارابه ها بین مادی ها و آشوری ها و سایر ملت های آسیایی معمول شده بود. کورش در ضمن آزمایش آن ها دستور داد ارابه های جدیدی بسازند که برای جنگ مناسب تر باشد. چرخ های آن ارابه ها را محکم تر و محور آن ها را درازتر از ارابه های قدیمی گرفتند تا از خطر خرد شدن چرخ ها و واژگون شدن ارابه ها بهتر جلوگیری شود
کرسی راننده ی ارابه از چوب خیلی محکم و به صورت برجکی ساخته می شد که بلندی آن فقط تا محاذی آرنج های راننده می رسید تا او در راندن اسب ها آزاد باشد. در دو انتهای محور چرخها دو داس آهنی به پهنای دو «ارش» رو به پایین و درست در زیر آن ها دو داس دیگر رو به بالا نصب کرده بودند که در موقع تاخت ارابه ها این داس ها به هر چیزی که برمی خوردند از هم می شکافتند
از ارابه های جدید در زمان کورش سیصد دستگاه تهیه شد و به فرمان او محل این ارابه ها در آرایش جنگی ، جلو خط اول پیاده نظام بود و مأموریت اصلی آن ها تاختن بر روی صفوف دشمن و شکافتن آرایش او و باز کردن راه و هموار ساختن خط سیر پیاده نظام حمله بود. هجوم وحشت آور و برق آسای ارابه ها هر گونه مقاومتی را در معبر خود متلاشی می ساخت.
ارابه های داسدار تا اواخر دوره هخامنشیان در ارتش ایران معمول بوده و در نبرد « گوگمل » یعنی آخرین نبرد داریوش سوم با اسکندر در اردوی ایران دویست ارابه داس دار وجود داشته و در این مورد دیودور می گوید: « حمله ی ارابه های داس دار بسیار وحشت آور و برش داس های آن ها به اندازه ایی تند و تیز بود که افراد پیاده مقدونی را به دو نیم می کرد». به علاوه، در همین نبرد پنجاه فیل جنگی در اردوی داریوش سوم وجود داشته که موجب هراس و واهمه ی مقدونیان گردیده است و از قرار معلوم استفاده از فیل در جنگ از موقع تسلط ایران به حبشه و آفریقای شمالی و هندوستان غربی در ارتش ایران معمول شده است.
گردونه ها
علاوه بر اربه های داس دار، کورش بزرگ به ابتکار خویش دستور داد گردونه ها یا برج های چوبی بلند و چرخداری ساختند که هریک دارای هشت مال بند بود و هشت گاومیش به آن ها بسته می شد؛ هر برجی به چند خانه تقسیم و در آن بیست تن کماندار قرار می گرفتند.
البته حرکت این گردونه ها کند بود و در موقع جنگ مانند حصاری پشت سر خطوط پیاده نظام صف می کشیدند تا چنان که در اثر شدت فشار دشمن پیاده نظام خودی مجبور به عقب نشینی بشود به محض رسیدن به نزدیکی صف این ارابه ها، هم مهاجم ناگهان زیر باران تیرکمانداران ارابه ها افتاده و مجبور به توقف گردد و هم پیاده نظام خودی در پناه ارابه*ها قادر به خودآرایی شود و بار دیگر" به حمله مبادرت کند.
ارتفاع این گردونه ها به اندازه ای بود که کمانداران از بالای آن ها به طور کامل بر دشمن مسلط می شدند و بعضی وقت ها نیز فرماندهی برای مشاهده ی اوضاع صحنه نبرد به یکی از این گردونه ها سوار می شد و از بالای آن عملیات طرفین را زیر نظر می گرفت.

... دؤرت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون ! dört bir yanın bulağ olsun bağ olsun
بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون ! bizdən sora sənün başın sağ olsun
دونيا قضو- قدر ، اؤلوم - ايتيمدى dünya qəzoğədər ölüm itimdi
دونيا بويى اوغولسوزدى ، يئتيمدى dünya boyi oğulsuzdi yetimdi
.......
حيدربابا ، دونيا يالان دونيادى heydəarbaba dünya yalan dünyadi
سليماننان ، نوحدان قالان دونيادى süleymanan nuhdan qalan dünyadi
اوغول دوغان ، درده سالان دونيادى oğul doğan dərdə salan dünyadi
هر کيمسَيه هر نه وئريب ، آليبدى hər kimsəyə hər nə verib alıbdi
افلاطوننان بير قورى آد قاليبدى aflatunan bir quri ad qalıbdi
.........
حيدربابا ، يار و يولداش دؤندولر heydərbaba yar o yoldaş döndülər
بير-بير منى چؤلده قويوب ، چؤندولر bir bir məni çöldə goyub çöndülər
چشمه لريم ، چيراخلاريم ، سؤندولر çeşmələrim çiraxlarım söndülər
يامان يئرده گؤن دؤندى ، آخشام اولدى yaman yerdə gün döndi axşam oldi
دونيا منه خرابه شام اولدى dünya mənə xərabeye şam oldi
.........
حيدربابا ، قارلى داغلار آشاندا heydərbaba qarlı dağlar aşanda
گئجه کروان يولون آزيب ، چاشاندا gecə kərvan yolun azıb çaşanda
من هارداسام ، تهراندا يا کاشاندا mən hardasam tehranda ya kaşanda
اوزاقلاردان گؤزوم سئچر اونلارى uzaqlardan gözüm seçər onları
خيال گليب ، آشيب ، گئچر اونلارى xiyal gəlib aşıb geçər onları
..........
حيدربابا گؤيلر بوتون دوماندى heydərbaba göylər bütün dumandi
گونلريميز بير- بيريندن ياماندى günlərimiz bir birindən yamandi
بير- بيروزدن آيريلمايون ، آماندى bir birüzdən ayrılmayın amandi
ياخشيليغى اليميزدن آليبلار yaxşilıği əlimizdən alıblar
ياخشى بيزى يامان گونه ساليبلار yaxşi bizi yaman günə salıblar
.........
حيدربابا ، غيرت قانون قاينارکن heydərbaba ğeyrət qanın qaynarkən
قره قوشلار سنن قوپوپ ، قالخارکن qərə quşlar sənən qopub qalxarkən
او سيلديريم داشلارينان اوینارکن o sıldırım daşlarınan oynarkən
قوزان ، منيم همتيمى اوردا گؤر qozan mənim himmətimi orda gör
اوردان اَييل ، قامتيمى داردا گؤر ordan ayıl qamətimi darda gör
.........
حيدربابا ، سنون گؤيلون شاد اولسون heydərbaba sənün göylün şad olsun
دونيا وارکن ، آغزون دولى داد اولسون dünya varkən ağzın doli dad olsun
سنن گئچن تانيش اولسون ، ياد اولسون sənən geçən tanış olsun yad olsun
دينه منيم شاعر اوغلوم شهريار deynə mənim şaiir oğlum şəhriyar
بير عمر دور غم اوستونه غم قالار bir ömrüdür ğəm üstünə ğəm qalar
دانشمندان علم ژنتیک با بی رحمی تمام موجودی ساخته اند که کاملاً درد را احساس میکند ولی نمیتواند جیغ بکشد
این موجود زنده در حالت خواب زمستانی در بستهبندیهای مخصوص درفروشگاههای این شرکت عرضه میشود.
حیوان خانگی ساخته شده درشرکت جنپتس مانند دیگر حیوانات دچار درد و رنج میشود اما به گونهای ساخته شده که هنگام درد، سر و صدای زیادی نمیکند.
عمر این حیوان یک تا سه سال است و پس از خروج از بسته بندی و برخاستن از خواب زمستانی به سرعت با انسان و کودکان انس میگیرد.
این شرکت اعلام کرده است که به زودی فروش انبوه محصول خود را در قفسه فروشگاههای زنجیرهای و نمایندگیهای خود آغاز میکند و اکنون در حال ثبت و اهدای حق نمایندگی فروش است.
این شرکت با استفاده ازدستاوردهای مهندسی ژنتیک، بااصلاح و دستکاری مولکولهای دیانآ ((DNAکه حاوی اطلاعات زیستی جانداران است اقدام به تولید انبوه و فروش پستانداران زنده کرده است.
بستهبندیها دارای نشانگر ضربان قلب حیوان، چراغ الاییدی LEDکه درجه تازگی حیوان را نشان میدهد ولوله ویژه تغذیه است
شرکت سازنده این حیوانات اعلام کرده است که آنها مانند دیگر حیوانات، دارای عضله، استخوان و خون هستند و اگر قسمتی از بدن آنها بریده شود، خونریزی میکنند و در صورت عدم مراقبت جان خواهند باخت.
دیانای این حیوانات بر اساس فنآوری میکرواینجکشن تخم (Zygote Micro (Injection تهیه شده است.این فنآوری در سال ۱۹۹۷بوجود آمده است و در سال ۲۰۰۳ از آن برای تلفیق دیانآی انسان و خرگوش با موفقیت استفاده شد.
اقدام شرکت جنپتس دغدغه فیلسوفان و حامیان حقوق انسان و حیوانات را بار دیگرگوشزد میکند و بیم زندگی در جهانی مانند "جزیره دکتر مونرو" را به ذهن متبادر میکند.
در جزیره دکتر مونرو که یک داستان تخیلی مربوطبه چند دهه پیش است، حیواناتی زندگی میکنند که نیمی انسان و نیمی حیواناند.
به نظر میرسد با عرضه انبوه این حیوانات خانگی،که برخی خصوصیات عروسکها را نیز دارا هستند، نسلی از کودکان پرورش مییابند که تفکر متفاوتی در مورد حیات، سر منشا و ماهیت آن در ذهن خواهندداشت و به این ترتیب نگاه آنان به زندگی و فرهنگ زیستی آنان دگرگون خواهدشد. یک موجود زنده که توسط دی ان ای هایی ترکیبی از حیوان و انسان و علم مهندسی ایجاد و ساخته شده .
آیا جن پتس زنده است و نفس میکشد ؟
بله جن پتس زنده است و نفس میکشد ، عضله و خون دارد ولی با القاء خواب زمستانی به این حالت در پلاستیک قرار گرفته است . در عین حال در همین حالت هم کاملا زنده است و از سوراخهایی که بر روی پلاستیک قرار دارد تنفس میکند.
آیا جن پتس چشم هایش را باز میکند ؟
بله ! حدود بیست دقیقه بعد از اینکه بسته را باز کردید ، جن پتس کم کم بیدار میشود و زندگی خود را شروع میکند .
آیا جن پتس احساسات دارد و چه نوع موجودی است ؟
بله ، جن پتس با تغییراتی که در دی ان ای آن ایجاد شده در هفت شخصیت یاکارکتر وارد بازار خواهد شد ، و شما میتوانید بنا به علاقه تان ، جن پتس باهوش، کم حرف ،شیطون ، مودب و یا اجتماعی را خریداری کنید.
*آیا جن پتس رشد میکند ؟ چند سال عمر میکند؟
جن پتس رشد کامل خود را داخل بسته انجام میدهد و میزان عمرش بسته به نوع آن از یک تا سه سال متفاوت است .
این محصول در دو مدل یکی با طول عمر یک سال و دیگری با طول عمر سه سال ودر هفت مدل پهلوان(قرمز) ماجراجو (نارنجی) شاد (زرد) آرام (سبز) متین(آبی) روحانی و رویایی(بنفش)ساخته شدهاست.
خوب بعد سوال وجواب ها ، جالبه براتون هم بگم که این کمپانی این محصول را تولید کرده تاجای عروسک و یا حیوانات خانگی را در منازل بگیرد و مشکلات حیوانات رانداشته باشد
این موجود زنده طوری ساخته شده که حرکات محدودی مانند یک نوزاد داشته باشد به گونهای که مدفوع بسیار مختصر داشته باشد و به غذای کمی هم احتیاج دارد.قدآن حدود ۲۰ سانتیمتر و قطرش ۷ سانتیمتر است و جثه آن از این بزرگترنمیشود کاملاً درد را احساس میکند ولی نمیتواند اصوات بلند تولید کنددارای خون عضله و استخوان است و پس از خروج از جعبه ظرف ۲۰ دقیقه بیدارشده و چشمهایش را باز میکند.
شرکت bio-genica در استرلیاعروسکهای جاندار موسوم به (Genpets) را به کمک علم مهندسی ژنتیک به این ترتیب که ترکیبی از ژنهای خرگوش شامپانزه و خوک با استفاده از القای خواب زمستانی در جعبه نگهداری میشود و این جعبه ضربان قلب و میزان تازگی آن رانشان میدهد . در سراسر کره خاکی عرضه خواهد کرد.
| Design By : Pichak |



